با بررسی شاخص کل (آینه عملکردی دولتها) در بازه بسیار بلند مدت، به این نتیجه می رسیم که شاخص زمانی که رشد حداکثری را تجربه کرده، با کاهش ارزش پول ملی یا اصطلاحا گران شدن نرخ ارز روبرو بوده است. لذا فقط دوره های زمانی کوتاه مدتی بوده که شاخص به رشد اقتصادی واقعی و افزایش بهره وری واکنش مثبت داشته است و اما در اغلب زمانهایی که شاخص در وضعیت اصلاح بوده است، دولت وقت در حال رفع آسیبهای اقتصادی و سیاسی کلی کشور بوده است.

 

*امید سرابندی، تحلیل گر کارگزاری اردیبهشت ایرانیان

 

بورس اوراق بهادار یکی از پارامترهای مهم برای برآورد وضعیت اقتصاد کشور است. این جمله توسط اکثر کارشناسان اینگونه بیان می شود که " بورس، آینه اقتصاد کشور است". بورس اوراق بهادار یکی از پویا ترین و شفاف ترین بازارهای هر کشور است که در کوتاهترین زمان ممکن نتیجه رفتارها و رخدادهای اقتصادی، سیاسی، منطقه ای و بین المللی بر آن اثر می گذارد.

در بورس بازیگران مهم و مطرح اقتصاد ایران فعالیت می کنند و هرگاه این بزرگان دچار لرزش و آشفتگی، اطمینان و یا عدم اطمینان شوند بلافاصله در رفتار شاخص های بورسی کرد خواهد داشت که نشأت گرفته از تصمیمات اقتصادی و سیاسی داخلی و مسائل بین المللی است.

از آنجایی که اقتصاد ایران همواره در چند دهه اخیر به درآمدهای نفتی اتکا کرده است لذا هرگونه رفتار و تصمیم اقتصادی و سیاسی دولت با توجه به پدیده های اثرگذار درونی و بیرونی به صورت مستقیم و غیر مستقیم در بورس و نحوه نوسان شاخص بورس کرد داشته و خواهد داشت.

از جمله مهمترین مسائل تاثیرگذار بر بورس، اعمال سیاست های مالی و پولی انقباضی و انبساطی دولت، رخدادهای دوره ای سیاسی مانند چرخه های انتخاباتی، افزایش و کاهش تورم و نحوه اثرگذاری آن بر سودآوری شرکتها، بیکاری، عکس العمل بازارهای موازی مانند مسکن، ارز، طلا و فلزات گرانبها و یا صنعتی و همچنین بسیاری از مؤلفه های ریز و درشت که در دوره های زمانی مختلف دارای شدت و ضعف در تاثیرگذاری بر بورس بوده اند. در بعد بین الملل نیز در سه دهه اخیر مهمترین رویدادهای اثرگذار بر رفتار شاخص های بورس اوراق بهادار ایران ... جنگ تحمیلی، اعمال تحریم های سازمان ملل و کشورهای 1+5، تکانه های نفتی و بحرانهای مهم اقتصاد جهانی بوده است.

در تحلیل رفتاری-زمانی شاخص کل بورس اوراق بهادار در فاصله سالهای دولتهای مختلف درمی یابیم که شاخص در هر دوره رفتار نسبتا مشابهی داشته است. در بعد زمان وقتی به نحوه عکس العمل شاخص نسبت به رفتارهای سیاسی و اقتصادی دولتهای گوناگون نگاه می کنیم چنین به نظر می رسد که شاخص در سالهای ابتدایی هر دولت روند نزولی داشته است. سپس در سال های میانی روند رو به رشد خود را آغاز کرده و در نهایت در سالهای پایانی مجددا وارد دوره اصلاح شده است.

در اوایل دولت دفاع مقدس با توجه به اینکه کشور درگیر جنگ تحمیلی بود و قیمت نفت ( مهمترین منبع درآمد دولت از ابتدای کشف نفت تا کنون) در بازارهای بین المللی چند برابر شده بود، ما شاهد افزایش تولید ناخالص داخلی و رشد این شاخص بودیم ولی در سالهای پایانی دولت به دلیل تخریب وسیع زیرساختها و همچنین کاهش قیمت نفت و نیز سیاست های انقباضی ناشی از جنگ، تولید ناخالص داخلی نیز دچار کاهش شدید شد و تاثیر بسزایی بر روند رشد صنایع داشت.

در دولت آقای هاشمی رفسنجانی به دلیل مواجهه با ویرانیهای بعد از جنگ، اتخاذ استراتژی های آزادسازی اقتصادی و تکیه بر اقتصاد بازار و همچنین تلاش در جهت بازسازی، معقول به نظر میرسید فلذا این استراتژی مبنای رفتار دولت وی قرار گرفت.

اجرای سیاست های تعدیل اقتصادی (آزادسازی قیمت ها و نرخ ارز و خصوصی سازی ) راه اندازی مجدد بورس و بازسازی ویرانی های ناشی از جنگ تحمیلی، تقویت صنایع نظامی و دفاعی، بازسازی مراکز تولیدی، تلاش در جهت رشد اقتصادی با نگاه ویژه به بخش کشاورزی، سیاستهای مهار تورم و ... از برنامه های دولت وقت بود.

به همین ترتیب شاخص بورس بعد از اینکه اثرات رفتارهای دولت قبل را که بشدت انقباضی بود با نزول و کاهش نشان می داد بعد از اینکه اهداف در نظر گرفته شده به مرحله اجرایی رسید، با امیدواری شروع به تغییر روند داد و از فاز اصلاحی به فاز مثبت وارد شد. حرکت رالی شاخص همگام با تصمیمات دولت به روند خود تا اواخر دولت ادامه داد تا مجددا وقتی آرام آرام نتیجه رفتارها و سیاستهای اقتصادی دولت نمایان شد وارد فاز اصلاحی شد. البته بخشی از نوسانات اصلاحی شاخص در سالهای پایانی به دلیل رفتارهای سیاسی دولت بود.

 در اوایل دولت آقای خاتمی، شاخص همچنان تحت تاثیر سیاستهای دولت قبل، مسایل انتخاباتی و رخدادهای بین المللی قیمت نفت و تحریم ها بود. شاخص بالاترین رقمی را که در دوره دولت قبل به خود دید، در حدود 2156 واحد بود و بعد از برخورد با این مقاومت مهم وارد فاز اصلاحی شد . چنانچه در کردار بالا نگاه کنیم میزان این اصلاح دقیقا به میزان 38.2 % روند صعودی قبلی خود بوده است. نسبت 38.2 % یکی از نسبتهای معتبر فیبوناچی است که در بسیاری از تحلیلهای تکنیکالی کاربرد دارد. در پایان این اصلاح معدود افرادی که در آن زمان از علم تکنیکال آگاهی داشتند و از این علم بهره می گرفتند میزان شاخص را تا محدوده 14000- 13000 پیش بینی میکردند که شاید در آن زمان قابل باور نبود.

 

مهمترین اهداف دولت آقای هاشمی در دوره ریاست جمهوری پنجم و ششم در قالب برنامه دوم توسعه موارد زیر بود:

- مدیریت کلان اقتصادی شامل کنترل جریانهای مالی و تنظیم در قالب بودجه ای که حجم پول و فشارهای تورمی را کنترل کند.

- حذف انحصارها و ایجاد فرصتهای برابر برای فعالیتهای اقتصادی،

- افزایش کارایی و بهره وری در استفاده از منابع عمومی،

- تغییر در ساختار اداری دستگاه ها و موسسات دولتی در جهت کاهش اندازه دولت،

که به نظر اهداف بسیار خوبی بود اما در عمل، لَختی ساختارهای دولتی باعث شد بخش هایی از اهداف فوق در زمان کوتاه 8 ساله دوره ریاست جمهوری پنجم و ششم اجرا نشود. مهمترین رخداد اقتصادی سیاسی دوره دولت اقای هاشمی که تاثیر مهمی در بورس و شاخص کل بورس داشت تغییر یکباره نرخ دلار بود که باعث شد سیاستهای دولت در نیمه راه تغییر کرده و به سیاستهای کنترل نرخ ارز و تورم ناشی از آن پرداخته شود و در نتیجه تورم افسار گسیخته ای که تا رقم 5/49 % نیز پیش رفت و دولت با سختی فراوان توانست تا حدودی آنرا مهار کند. بطوریکه آسیبهای جدی به بخش تولید و صنعت که بشدت دچار بحران نقدینگی شده بودند، وارد شد و تولید ناخالص داخلی در سالهای 71-73 از نرخ رشد 5 درصد به صفر نیز رسید ولی در سال پایانی با توجه به موفقیت نسبی سیاست کنترل تورم، این نرخ تا حدود 6 درصدی نیز برگشت.

شروع دوره دولت اصلاحات با نفت ارزان بود. رکود کم سابقه کشورهای متقاضی نفت که عمدتا کشورهای آسیای جنوب شرقی بودند، باعث کاهش تقاضای نفت و در نتیجه کاهش صادرات نفتی و کالاهای غیر نفتی ایران شد تا جایی که در سال 77 دچار رکود تورمی شدیم. قدرت این رخداد به حدی بود که نرخ رشد اقتصادی از 6 درصد به کمتر از 1.5 درصد رسید.

شاخص بورس در سالهای ابتدایی دولت هفتم تحت تاثیر سیاستهای دولت قبل همچنان به نزول ادامه میداد. در حدود سال دوم شاخص وارد تغییر فاز از اصلاحی به صعودی شد. این تغییر روند در بعد اقتصادی عمدتا به دلیل چشم انداز سیاستهای عمده ای که دولت هفتم در دستور کار خود قرارداد، رخ داد. از جمله این سیاستها میتوان به موارد زیر اشاره داشت:

-      اصلاح ساختارهای دولتی

-      اصلاح قانون مالیاتها

-      یکسان سازی نرخ ارز

-      تصویب قانون سرمایه گذاری خارجی

-      ایجاد بانکها و بیمه های خصوصی که باعث رقابتی شدن فضای بانکی و بیمه ای کشور شد.

-      ایجاد صندوق ذخیره ارزی که از مازاد درآمد نفت برای ایجاد ثبات در درآمدهای ارزی و ریالی و بهبود روند سرمایه گذاری مستمر در امور تولیدی

-      بهبود روند بازسازی فازهای میدان گازی پارس جنوبی

مهمترین مشکلاتی که دولت هفتم و هشتم نیز با آن دست به گریبان بود، مقاومتهای موجود در راه تغییر بود. مقاومتهایی که عمدتا جنبه ساختاری اقتصادی و فرهنگی داشت و البته در زمانهایی هم مسایل سیاسی نقش مقاومتهای مهمی را بازی می کرد. به هرحال شاخص کل بازار تا پایان دولت هشتم در مجموع بیش از دو سوم دوره هشت ساله دولت اصلاحات رشد کرد. همانطور که در دهه پیش معدودی از تکنیکالیست ها پیش بینی کرده بودند، کمابیش تا حدود 13800 واحدی سقف جدید ساخت. این عدد تقریبا همان عددی بود که ابزار اکسپنشن در دهه قبل پیش بینی کرده بود. به هر ترتیب شاخص بعد از دو دوره رشد تقریبا بی وقفه، در سال آخر دولت هشتم مجددا وارد فاز اصلاحی شد. از عمده دلایل این تغییر روند، روشن شدن نتیجه اجرائیات سند چشم انداز بود که به مانند دولتهای قبل در اجرا موفق نبود. در حدود سالهای 84-85 تغییر تفکر سیاسی دولت نقش بسزایی در تغییر روند شاخص داشت. این تغییر رویکرد و استراتژی به میزانی پررنگ جلوه کرد که شاخص کل بورس اوراق بهادار تقریبا 4 سال دولت نهم را عمدتا در روندی خنثی و یا اصلاحی بسر برد به تعبیری، اکثر سرمایه داران در این شرایط اصطلاحا در استراحت بسر می بردند.

عمده سیاستهایی که دولت آقای احمدی نژاد به عنوان اهداف خود مطرح کرد:

-      طرح سهام عدالت

-      طرح مسکن مهر

-      تغییر ساختاری در نظام بودجه ریزی کشور

-      هدفمندی یارانه ها که باید در دولت قبل اجرایی میشد و مغفول ماند

-      تغییر در سیاستهای مالی از انقباضی به انبساطی

-      تغییر سیاستهای برون مرزی

آقای احمدی نژاد همزمان با اجرای لایحه برنامه چهارم توسعه ، رییس دولت نهم و دهم شد. برنامه چهارم توسعه که بسیار آرمانگرایانه تر از سه برنامه توسعه قبلی تهیه شده بود، به مرحله اجرا درآمد. اهداف بسیار عالی داشت اما باز هم در مرحله اجرا دچار مشکل شد. اینبار با سرعت و حجم بیشتری دچار اشتباه های فاحش تری شدیم. برای مثال: نحوه اجرای طرح سهام عدالت بود که بیشتر شبیه طرح خصوصی سازی عام المنفعه و بدون بررسی اجرا شد. طرح هدفمندی یارانه ها که درآمدهای ناشی از آن قرار بود در امور تولیدی کشور، نوسازی تکنولوژی صنایع و افزایش بهره وری تولید در صنایع و کشاورزی هزینه شود، از کانال افزایش هزینه های جاری دولت وارد بدنه اجتماع شد. افزایش بی سابقه قیمت نفت به بالای 100 دلار، درآمدهای بی سابقه ای را روانه صندوق ذخیره ارزی بانک مرکزی کرد که به دلیل عدم مدیریت صحیح و همچنین عدم استقلال بانک مرکزی، بخش اعظمی از این درآمدها که در تاریخ همه دولتهای قبلی تکرار نشده بود، یا صرف واردات بی رویه کالاهای مصرفی شد و یا در پروژه های توجیه ناپذیر هزینه شد.

با همه این تفاسیر، دلایل عمده ای که باعث شد شاخص بورس اوراق بهادار از اوایل دولت دهم وارد فاز صعودی شود، تورم ایجاد شده ناشی از افزایش حجم بسیار زیاد نقدینگی سرگردان در جامعه بود که همزمان باعث رشد همه بازارهای موازی بورس، نظیر بازار مسکن و طلا و ارز شد. تورم ناشی از افزایش کوتاه مدت و سریع نرخ ارز تا سه برابر، که سالهای متمادی در کنترل دولتهای قبل بود، نقش بسیار مهمی در تجمیع و سرازیر شدن نقدینگی سرگردان در بستر بورس اوراق بهادار شد. بطوری که شاخص در سال 1392 بی سابقه ترین رشد خود را رقم زد.

در اواخر دولت آقای احمدی نژاد انتظار می رفت طبق معمول دولتهای قبل، شاخص وارد فاز اصلاحی شود اما این بار بسیار زودتر به استقبال مهمترین رخداد اقتصادی و سیاسی و بین المللی تاریخ ایران بعد از جنگ رفت که توافق اولیه میان کشورهای 1+5 و قضیه برجام بود لذا به صورت مضاعف رشد کرد . البته آثار ناشی از افزایش نرخ ارز بر این اتفاق دامن زد. این رشد چنان پیشدستانه بود که در زمان اعلام رسمی توافق ایران و 1+5 ، شاخص دلیلی برای رشد بیشتر پیش رو نداشت. در این هنگام تورم و پولهای بی پشتوانه برای کنترل بازار مسکن، رشد شدید نقدینگی و کاهش ارزش پول ملی را همراه داشت که باعث شد فضای اقتصادی و سیاسی کشور شرایط متفاوتی را احساس کند. به نظر می رسید شاخص بورس به احساساتی که بسیار پررنگ در تصمیمات دولت نقش بازی می کرد، پاسخ داده بود. شاخص در این حالت در بالاترین سقفی که برای خود ساخته بود یعنی مرز 90 هزار واحدی( در حدود 89700 ) قرار داشت که به محدوده اکسپنشن 685 درصد عکس العمل نشان داد و وارد فاز اصلاحی شد.

 * معنای لغوی اکسپنشن یعنی انقضا و در دانش تکنیکال یک ابزار مکمل سه نقطه ای است که در واقع در بعد زمان وارد می کنیم و زمان لازم برای رسیدن تحلیل به آن محدوده را تخمین میزنیم که در واقع همان زمان انقضای تحلیل ماست. به عبارت دیگر، در صورتیکه تحلیل تکنیکالیستها در زمان معین به اهداف مورد نظر نرسیده باشد، بدان معنا است که تحلیل مزبور رد شده است.

دولت آقای روحانی در شرایطی سکان دولت را در دست گرفته بود که آثار تحریم ها و تورم بی سابقه، بحران بوجود آورده بود. و برای بحران باید ضرب العجل تعیین می شد تا میزان آسیبهای وارد شده را تا حد ممکن کاهش داد. لذا سیاست های کوتاه مدت و بلندمدت در دولت اتخاذ شد که در گام اول تورم را کنترل کند، در گام دوم رکود حاکم برکشور را که در حال قدرتمند شدن بود و عمدتا ناشی از کاهش بخش توان تقاضا به دلیل تحریم ها و تورم بود را کنترل و مدیریت کند. در این مرحله واقعیت های موجود در جامعه ناشی از تحریم ها و مدیریت اشتباه دولت قبل، گام به گام رخ نمایان کرد. دولت برای کنترل نقدینگی سرگردان دست به سیاستهایی زد که حجم نقدینگی را در اکثر بازارها یا بلوکه کرد و یا با کاهش ارزش روبرو شد. برای مثال: شاخص بورس اوراق بهادار در کمتر از دوسال گذشته در حال اصلاح است که این خود نشان از کاهش حجم عظیمی از ارزش نقدینگی است و یا در بخش مسکن، بخش عظیمی از سرمایه ها در حباب و رکود مسکن گیر کرده و تا این حباب تخلیه نشود و رکود حاکم بر بخش مسکن از میان نرود، انتظار آزاد شدن سرمایه های بلوکه شده نمی رود.

البته دولت با اعمال سیاست های شدید انقباضی پولی و مالی، در حال کنترل تورم است و به نظر میرسد تا حد زیادی موفق بوده است اما ناگفته نماند این شدت کنترل، خود یکی از عوامل رکود اقتصادی به شمار می آید.

شاخص بورس اوراق بهادار، رخدادهای سیاسی و اقتصادی و بین المللی دولتهای مختلف را یا با فازهای تاخیری واکنش نشان داده و یا بخشی از اتفاقات آتی را اصطلاحأ پیش خور کرده است. با بررسی شاخص کل (آینه عملکردی دولتها) در بازه بسیار بلند مدت، به این نتیجه می رسیم که شاخص زمانی که رشد حداکثری را تجربه کرده، با کاهش ارزش پول ملی یا اصطلاحا گران شدن نرخ ارز روبرو بوده است. لذا فقط دوره های زمانی کوتاه مدتی بوده که شاخص به رشد اقتصادی واقعی و افزایش بهره وری واکنش مثبت داشته است و اما در اغلب زمانهایی که شاخص در وضعیت اصلاح بوده است، دولت وقت در حال رفع آسیبهای اقتصادی و سیاسی کلی کشور بوده است.

باید تلاش کرد استراتژی هایی که تدوین می کنیم در بعد اجرایی هم قابلیت اجرایی بیشتری داشته و چنان برآورد شده باشد که بتوانیم از این سد مقاومت چند دهه ای ساختاری رها شویم و ساختار اقتصادی و سیاسی کشور با تدوین برنامه ها و استراتژی های مناسب و کارآمد، به حدی از درجه اعتبار بالایی برخوردار باشدکه قادر به دستیابی به اهداف مورد نظر در چشم انداز جمهوری اسلامی ایران در افق ایران 1404 ( ده سال دیگر) باشیم. نقطه ای که در آن، نرخ رشد اقتصادی 8 درصدی برای ایران اسلامی هدفگذاری و تعریف شده است.

 

حاصل آنکه با توجه به رخدادهای سیاسی و اقتصادی مثبتی که در عرصه سیاسی و روابط بین الملل بعد از توافق برجام حادث شده است و همچنین جذابیت های فراوان بازار ایران برای سرمایه گذاران خارجی، و با توجه به احساس نیاز واقعی به تغییر ساختار در کشور، امکان آن فراهم گشته است که با اتخاذ تصمیمات درست و همدلی با دولت و مسئولان نظام در جهت اعتلای میهن عزیرمان گامهای مهم و سرنوشت سازی برداریم و ضمن عبور موفقیت آمیز از وضعیت رکودی فعلی، به چشم انداز بسیار روشنی در افق ایران 1404 دست یابیم. در این میان و با تحقق آرمانهای مقدس جمهوری اسلامی در جهت پیشرفت و دستیابی به قدرت برتر اقتصادی منطقه، بورس اوراق بهادار تهران نیز با رشد و رونق بسیار مطلوبی مواجه خواهد شد و انتظار می رود بار دیگر شاخص کل بتواند در سال آینده و یا سالهای بعدبه رشد جدیدی در این بخش از فعالیتهای اقتصادی دست یابد.  

منابع:

1- بررسی تاثیر چرخه سیاسی بر روی حجم معاملات و نقدشوندگی. نوشته فرهاد حنیفی، قاسم غلاملو – فصلنامه علمی و پژوهشی دانش سرمایه گذاری/سال سوم /شماره دهم/تابستان 1393- www.sid.ir

2- بررسی اثر چرخه ریاست جمهوری بر بازده بورس اوراق بهادار تهران. نوشته: قاسم محسنی،حسین آدوسی، حمزه خواستار، مرجان شعبانی- واحد تحقیقات مالی دانشکده مدیریت دانشگاه تهران

3- کتاب تئوری و طراحی سازمان. نوشته: رابینز، ترجمه دکتر الوانی

4- مقاله "واکاوی علل رشد پایین اقتصادی در چهار دهه بعد از انقلاب"- :http://www.icana.ir/

5- مقاله "مقایسه و تحلیل عملکرد اقتصادی دولت‌های بعد از انقلاب" - http://taskhiri.blogfa.com /

 

 

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 1 =

پربازدیدترین

آخرین‌های یادداشت‌ها