بورس

اشخاصی که با مفهوم کشش و انواع آن آشنایی داشته باشند، قطعا در محاسبات و پیش‌بینی‌های مالی خود از دقت نظر بیشتری برخوردار هستند.

 به طور کلی کشش A نسبت به B را می‌توان درصد تغییر A به ازای یک درصد تغییر در B تعریف کرد. کشش قیمتی نیز درصد تغییر در تقاضای کالا به ازای یک درصد تغییر در قیمت کالا تعریف می‌شود.

براین اساس، کشش قیمتی به سه دسته کم‌کشش، کشش واحد و پرکشش تقسیم می‌شود. اگر با افزایش یک درصد قیمت کالا تقاضای کالا کم‌تر از یک درصد کاهش یابد به آن کالا کم‌کشش، اگر تقاضا درست به اندازه یک درصد کاهش یابد دارای کشش واحد و اگر تقاضا بیشتر از یک درصد کاهش پیدا کند پرکشش نامیده می‌شود.

اگر کالای مدنظر دارای کشش قیمتی واحد باشد با افزایش یک درصد قیمت کالا میزان تقاضای کالا نیز به اندازه یک درصد کاهش می‌یابد و در نتیجه، کاهش تقاضا افزایش قیمت را جبران کرده و درآمد ناشی از فروش کالا هیچ تغییری نسبت به قبل از اعمال افزایش یک درصدی قیمت نمی‌کند؛ اما اگر کالا پرکشش باشد، افزایش یک درصدی قیمت کالا منجر به کاهش بیش از یک درصدی تقاضای کالا شده و کاهش تقاضا بر افزایش قیمت غلبه کرده و منجر به کاهش درآمد ناشی از فروش کالا نسبت به قبل از اعمال افزایش یک درصدی قیمت می‌شود. به همین ترتیب اگر کالا کم‌کشش باشد، افزایش قیمت کالا منجر به افزایش درآمد ناشی از فروش کالا توسط شرکت می‌شود.

حال اگر یک کارشناس مالی دید درستی نسبت به کشش قیمتی کالاهای تولیدی شرکت داشته باشد، بر اساس کشش قیمتی کالاها می‌تواند به درستی پیش‌بینی کند که در صورت افزایش یا کاهش قیمت کالاها، تقاضای آنها چند درصد تغییر خواهد کرد و در نهایت مشخص کند که درآمد شرکت بهبود پیدا می‌کند یا کاهش می‌یابد.

نویسنده: نوید سالک، کارشناس بازار سرمایه

منبع: هفته نامه اطلاعات بورس

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 3 =

پربازدیدترین

آخرین‌های فرهنگ سرمایه گذاری