معامله گر

معامله‌گران بازنده که به دنبال غلبه بر ضعف معاملاتی خود هستند، اغلب این نقاط مشترک را در نتیجه اشتباه خود نادیده می‌گیرند؛ آیا این نکات دستورالعمل موفقیت هستند؟ نه دقیقا، اما قطعا این نکات شما را در مسیر درست قرار خواهند داد

به گزارش پایگاه خبری بازار سرمایه (سنا) به نقل از فراچارت؛ گام‌های ضروری برای موفقیت در معامله‌گری چیست؟ من این سوال را چندین بار از خودم پرسیده‌ام، اما پس از مصاحبه با برخی از موفقترین معامله گران متوجه شدم که در معامله گری، فقط یک راه و یک شیوه برای موفقیت وجود ندارد؛ همچنین از طریق تجربیات معامله‌گری خودم و مصاحبه‌هایی که انجام دادم متوجه شدم که معامله گران موفق دارای برخی نقاط مشترک هستند.

کلید اول: مسئولیت پذیر باشید

رسیدن سریعتر به موفقیت بیشتر در معامله گری، قبول مسئولیت کامل رخدادها در معاملات است. معامله گران موفق می دانند که آن ها تنها فردی هستند که دکمه خرید یا فروش را فشار می دهند. هیچ فرد دیگری این کار را انجام نمی دهد. به واقع یک معامله گر موفق که دچار اشتباه شده است خطای خود را قبول می کند. او می گوید اشتباه انجام و تمام شده است و دیگر کاری نمی توان کرد. بنابراین پس از ارتکاب یک اشتباه تمرکز معامله گر موفق به آنچه که باید در قدم بعدی انجام دهد معطوف و متمرکز خواهد شد.

برخی از افراد بسیار موفق حتی سعی میکنند در تمامی جوانب زندگی مسئولیت کامل تمامی کارهای خود را بپذیرند تا از طریق این عادت، پذیرش مسئولیت در آنها به طور کامل نهادینه شود.

گرانت گاردون (Grant Cardone) نویسنده کتاب قانون ده برابر می گوید: مردمی که از پذیریش مسئولیت سرباز می زنند معمولا در انجام اقدامات لازم خوب عمل نمی کنند و در نتیجه در بازی موفقیت عملکرد خوبی ندارند. مردمان موفق سطوح بسیار بالایی از مسئولیت را برگردن میگیرند تا از این طریق برای خود موفقیت خلق کنند. آن ها حتی برای شکست ها نیز چنین رفتاری دارند.

شخصا شاهد موارد بسیاری بوده ام که با از دست دادن کنترل خود در برنامه ام از دست بازار دیوانه شده ام. با این حال به سرعت دریافته ام که تنها راه برگشت به مسیر عادی ام قبول مسئولیت کامل اشتباهم و تمرکز مجدد و برگرداندن اوضاع به شرایط قبلی است و خیلی ساده می توانم بگویم که هیچ راه دیگری وجود ندارد.

نکته دوم: بدانید که در معرض آزمون قرار خواهید گرفت

هر زمان به دنبال آزمون یک استرازی معاملاتی بوده ام آقای بازار به من سخت می گرفت. در چند معامله اول بازار درخلاف جهت من به پیش می رفت انگار می خواست مرا بیازماید یا موجب خروج من از معامله شود. یک روز با کتاب اصول همگانی معامله گران موفق آشنا شدم. یکی از فصول کتاب درباره اصل حداکثر فلاکت (فراچارت: Maximum Adversity) بحث کرده بود. در کتاب جمله جالبی نوشته شده بود:  بازار تمام توان خود را به کار خواهد گرفت تا اکثریت سرمایه گذاران را دچار نا امیدی کند. من هرگز این جمله را فراموش نمی کنم شما هم نباید فراموش کنید.

اغلب سرمایه گذاران بی تجربه فراموش می کنند که در ابتدای کار مورد آزمون قرار خواهند گرفت و لذا باید ثابت کنند که معامله گران موفقی هستند. تا زمانی که به بازار ثابت نکرده اند معامله گران موفق هستند بازار می تواند برای آنها بسیار سخت گیر باشد. شما در آزمون قرار خواهید گرفت ممکن است این آزمون یک سری ضررها پی درپی باشد یا یک دوره آموزشی گران قیمت و بی فایده که نتیجه ای نمی دهد یا منصرف شدن از قرار دادن حد ضرر و یا هر روش دیگری.

خوشبختانه پس ازسپری کردن این آزمون ها معامله گر شایسته تری خواهید شد و تفاوت قابل توجهی در معامله گری شما حاصل خواهد شد؛ اگر معامله گری آسان می بود همگان می توانستند پول در بیاورند.

نکته سوم: به نوع احساس خود دقت کنید

می دانید که وقتی یک معامله باز دارید چه حس و حالی دارید درست است؟

همه آن افکار پراکنده به نظر شما حمله میکنند و احساسات مختلف را تجربه می کنید. سعی نکنید آنها را کنار بزنید خواه این احساس ترس باشد یا عصبانیت یا نگرانی یا غیره. هر احساسی که پیدا می کنید دارد چیزی به شما می گوید و شما نیاز دارید زمانی را صرف مشخص کردن نوع احساسات خود کنید تا از این طریق بتوانید مسیر درس اول خود را برآورده کنید. این بزرگترین درس است که من از دکتر اندرو منارک (Andrew Menaker) آموختم. وی به من گفت: شغل ما به عنوان معامله گر به نحوه مدیریت ما و شیوه واکنش ما در مواجهه با ناراحتی ها و احساسات ما بستگی دارد.

این بدین معنی است که اگر ما به عنوان یک معامله گر نمی توانیم ناراحتی را از بین ببریم ولی می توان بر روی آن کار کنیم. اجازه دهید مثالی از یک معامله گر تحت استرس بزنم. این معامله گر به جای اینکه بگوید من تحت استرس هستم برای همین معامله ام را می بندم، نیازمند آن است که بفهمد حس استرس دارد نکته بعدی بررسی و شناسایی علت بروز این احساس استرس در وی است آیا دلیل این احساس پذیرش ریسک بیش ازحد است و گرفتن حجم بالا در معامله است؟ یا شاید معامله گر درباره برنامه معاملاتی خود دیدگاه شفافی ندارد؟

در هر دو حالت می توان کاری انجام داد تا مسئله حل شود و این مسئولیت معامله گر است تا مقدا صحیح ریسک را تعریف کرده و یک برنامه معاملاتی روشن ایجاد کند. (یعنی برای اتفاقات پیش بینی نشده برنامه داشته باشد.)

از سوی دیگر  احساس استرس می تواند ناشی از این حقیقت باشد که پنج معامله قبلی معامله گر موفقیت آمیز نبوده که دراین وضعیت نمیتوان کاری انجام داد گاهی اوقات بازار این چنین است. دانستن دلیل وقوع یک احساس مزایای بسیار شگرفی دارد زیرا با این آگاهی نسبت به آنچه لازم است در ادامه انجام دهید بینش و نگاه روشنی خواهید داشت.

نکته چهارم یاد بگیرید خلاف افکار خود پیش بروید

گاهی باید تحت برخی شرایط بر خلاف احساسات خود عمل کنید. اگر آنچه به فکر انجام دادنش هستید مطابق برنامه معاملاتی شما است اما احساسات شما برخلاف انجام آن هست باید با این احساسات مبارزه کرده و آنها را منجمد کنید. متاسفانه باید آنچه فکر می کنید بهتر است را انجام دهید خواه فعال کردن ورود به معامله باشد یا خروج از معامله ضرر ده.

برای مثال بستن یک معامله به محض وارد شدن در سود حس خوبی دارد زیرا با این کار از هرگونه ضرری فرار می کنید، اما معاملات به این سبک شما را به جایی نخواهند رساند. یا به طور مشابه، باز نگه داشتن یک معامله زیان ده تا زمانیکه به سود برسد هر چند برای یک معامله گر تازه کار بسیار جذاب است ولی ناشی از ترس و لجبازی اوست و این یک دستورالعمل برای شکست است.

در این شرایط است که عمل کردن مطابق برنامه معاملاتی که شیوه صحیح معاملاتی شما است اهمیت مضاعفی می یابد. این کار آسان نخواهد بود، میفهمم. در ابتدا برای من نیز آسان نبود اما مدیتیشن (فنون و روش های تسلط بر ذهن است) یک ابزار بسیار قدرتمند برای کمک به قرار گیری در مسیر صحیح بود.

زمانی که شما به مدیتیشن می پردازید خود را مجبور میکنید که تمرکز نمایید و این کار در گذشت زمان باعث می شود به فکری که به ذهنتان خطور می کند عمل نکنید هر چند آن تفکر برای شما خوشایند نیز باشد. مدیتیشن برای بسیاری ازمعامله گران امری مفید و اثبات شده است و البته کار چندان پیچیده ای هم نیست بنابراین سعی کنید به این کار مبادرت ورزید.

نکته پنجم: مسیر معامله گر شدن را در آغوش بگیرید

مشکلی که به تناوب شاهد آن هستم عدم توانایی معامله گران در تحمل مسیر و فرایند معامله گر شدن است. شوق دستیابی به پول در ذهن آنها تثبیت شده است لذا آن ها نمی توانند این شوق را کنار گذاشته و به خود مسیر معامله گر شدن متمرکز شوند. اگر در حال حاضر نمی توانید بر این فرآیند متمرکز شوید و نسبت به آن ذهنیت روشنی ندارید به نظر من اولویت اول این است که برنامه خود را روی کاغذ بیاورید. سپس انتظارات و رویاهای غیر واقع بینانه خود را سرکوب کنید، باید روی اجرای این فرایند متمرکز شوید و به حواشی آن اهمیت ندهید.

بدانید در این فرایند و مسیر اشتباهاتی خواهید کرد که باید آن ها را به عنوان جز لاینفک فرایند پذیرا باشید. مطمئن شوید که افکار اشتباه خود را یادداشت می کنید تا بتوانید پیشرفت کنید.

من در حال حاضر از طرف چندین سرمایه گذار معامله می کنم اما هرگز خودم را یک معامله گر کامل نمی دانم و می دانم که اشتباه خواهم کرد و اشتباهاتم را می پذیرم. من به خاطر هر اشتباهی که مرتکب می شوم سپاسگزارم و می دانم که هر درسی که آموخته ام می شود مرا یک گام به جلو حرکت می دهد.

مترجم: مهدی ملک پور

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 3 =

پربازدیدترین

آخرین‌های فرهنگ سرمایه گذاری