محمد مهدی سماواتی

بدون شک در تمامی اقتصادهای دنیا، سیاست گذار پولی و مالی مسئول مستقیم مدیریت بحران های اقتصادی است.

حال این بحران در بخش پولی باشد یا در بخش مالی و بازار سرمایه. جدای از اینکه نقش موثر بانک مرکزی ایران در وقوع بحران بازار سرمایه با خروج غیر متعارف منابع نقدینگی بازار توسط دولت و فشار بالای عرضه اوراق بدهی دولتی قابل چشم پوشی نیست، ذات حضور بانک مرکزی حل چنین بحران هایی است. حل بحران به معنی مثبت کردن بازار نیست بلکه به معنای برگرداندن اعتماد، آرامش و ثبات در سیاست های کلان اقتصادی همچون نرخ ارز، نرخ تورم انتظاری و نرخ بهره بر مبنای صلاحدید کلی اقتصاد است. بدون شک بانک های تجاری با ورود به عملیات بازار باز اوراق بدهی دولتی می توانستند تا حد بسیار زیادی فشار وارده بر بدنه صندوق های سرمایه گذاری و الزام آن ها مبنی بر خرید اوراقی که دولت حراج می کند، حل کرده و به انضباط مالی بانک ها در رعایت سقف سود سپرده های بانکی نیز نظارت کند. اما آنچه در میدان عمل شاهد آن هستیم حمایت تمام عیار ریاست بانک مرکزی از بانک ها در جهت حل مشکلات با استفاده از بازار سرمایه به عنوان محلی برای حل بحران بانک ها است که به هیچ عنوان رنگ و بوی حمایت از بازار سرمایه ندارد و در این روش حل بحران منافع ۵۷ میلیون سهامدار در خطر نابودی قرار گرفت. لازم به ذکر است که اندازه بازار سرمایه ما در شرایط فعلی آنقدر بزرگ شده است که بدون شک در سال های آینده نقش راهبردی اقتصاد ایران از بانک محوری به سمت بورس محوری تغییر جهت خواهد داد و قطعا بازهم شاهد این تقابل و رقابت بین بازار پول و سرمایه در ساله های آتی نیز خواهیم بود. در این برهه نقش موثر مجلس محترم شورای اسلامی در تدوین قوانین موثر که شأن بازار سرمایه را در اقتصاد به درستی تبیین کند بیش از گذشته حس می شود.

*محمد مهدی سماواتی، دکتری حقوق مالی دانشگاه تهران و فعال بازار سرمایه

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 10 =

پربازدیدترین

آخرین‌های یادداشت‌ها