سرمایه گذاری

وقتی گاوی از روی نرده‌ای پریده باشد؛ لزومی ندارد بقیه گاوها هم بتوانند از روی همان نرده بپرند؛ این یعنی فرمول موفقیت اشخاص با هم متفاوت است؛ اما معمولاً فرمول شکست افراد خیلی متفاوت نیست و شباهت‌هایی به هم دارد؛ در این مقاله به فرمول های شکست پرداخته این بخش راهنمای پرهیز از  اشتباهات رایجی است که خیلی­‌ها مرتکبش شده ­اند و ما می­‌خواهیم نشویم.

اشتباه اول: زیان­گریزی و حدضرر؛ فعلاً بذارم باشه

این مهمترین اشتباه خیلی از تازه وارد هاست. نداشتن حد ضرر و  زیان گریزی.

  به این دو جمله دقت کنیم:

 "میل افراد به پرهیز از زیان، بیشتر از کشش آنها به سمت کسب سود است"

"از نظر روانی امکان وقوع ضرر دو برابر بیشتر از احتمال کسب سود (به همان مبلغ) در تصمیم گیری هایشان موثر است."

شاید در ابتدا جمله بالا کمی گیج کننده باشد، اما برای درک بهتر، می­ توان اینطور گفت که برای یک شخص زیان گریز ضرر هزار ریالی دارایی مطلوبیتی برابر با سود دو هزار ریالی است که نشان می­دهد وقتی میزان سود و زیان با هم برابر باشند افراد در آن دارایی سرمایه گذاری نمی کنند، زیرا که زیان برای آنها نسبت به سود بار روانی سنگین­تری را دارد.

البته تا اینجا شاید به نظر این موضوع ویژگی بدی نباشد یا شاید بتوان آن را نوعی فرار از ریسک دانست؛ اما در واقعیت همین ویژگی اخلاقی باعث کم شدن سود و بیشتر شدن ضررها در بورس می­شود.

خیلی از تازه واردها دچار تصمیم «فعلاً بذار باشه!» می­شوند. یعنی آنقدر صبر کنند تا سرمایه ­گذاری زیان ده (مثلاً سهمی خریده ­اند و همچنان افت می­کند) برعکس شده و سود ده شود. این استراتژی می­ تواند خطرناک باشد زیرا که بهترین پاسخ در شرایط زیان، فروش دارایی و سرمایه ­گذاری آن در فرصت­ های دیگری در سهم است. مثلاً ما سهم یکی از پتروشیمی­ ها یا بانک ­ها را به دلیلی می ­خریم، بعد از مدتی که سهم رشد کرده و سود داده، به دلایلی که ما از آن خبردار نمی ­شویم، شروع می­ کند به افت کردن (اگر خبردار می شدیم که زودتر می فروختیمش). بعد به دلیل اینکه سهم ما مثلاً ۵ درصد ضرر داده، دلمان نمی ­آید سهم را بفروشیمش و آن را به امید برگشت و حتی سوددهی نگه می­داریم و به نوعی ریسک­پذیر می­شویم که کار اشتباهی است و مثلاً سهم ما ۴۰ درصد افت می­کند و این مدت یک سال زمان می­برد. حال ما چقدر ضرر کرده­ایم؟ ۴۰ درصد از سرمایه ما از دست رفته،  البته به اضافه سودی که می­توانستیم داشته باشیم. کاش ریسک­پذیر نشده بودیم و سهم خود را در همان ۵ درصد ضرر می­فروختیم.

در ماجرای "فعلاً بذارم باشه"، نقطه خطر تبدیل ما از ریسک گریز به ریسک پذیر شدن ماست.

نکته جالب آنجاست که بیاییم زیان گریزی را به ریسک ­گریزی(Risk Aversion)  و ریسک ­پذیری یا ریسک طلبی (Risk lover) ارتباط بدهیم، چطوری؟ به این صورت که اگر فردی سرمایه­ گذاری خود را رو به رشد و ترقی ببیند ریسک­گریز می­ شود و با شتاب سود خود را شناسایی کرده و آن سرمایه­ گذاری را می­فروشد زیرا که ترس از آن دارد که بازار معکوس عمل کرده و سودهای او از بین برود. اما وقتی که سرمایه ­گذاری­های او در زیان باشد فرد ریسک­پذیر شده و سرمایه­ گذاری­های زیان­ده خود را حفظ می­کند زیرا که امیدوار است شرایط تغییر کند و سرمایه­ گذاری­های او از زیان خارج و به سود تبدیل شود.

چاره کار: تعیین «حد ضرر» و شجاعت اجرای آن

راه چاره این است که یاد بگیرم کجا باید با قبول زیان از سهم خود خارج شویم. (داشتن حد ضرر و شجاعت در فروش در حد ضرر).  مفهوم حد ضرر یعنی اینکه وقتی یک سهم را می­خریم و وارد آن می­شویم به خودمان بگوییم که اگر این سهم پایین آمد و تا چه حد پایین آمد من از این سهم خارج شوم و بقیه پولم را نجات دهم. چیزی که باعث می ­شود خیلی ها در عمل این کار را نکنند ترس از شکست و زیر سوال بردن خودشان است و یا راحت بگوییم اینکه حرف خودشان را به کرسی بنشانند. ولی در بورس باید واقع بین بود و زیرک.

خیلی­ها هستند که سهم خود را از دو سال پیش نگه داشته اند تا به همان قیمتی که خریده اند برسد و بعد بفروشند. ولی هنوز به آن قیمت نرسیده است پس هوشیار باشیم و زمانی که سهم را می­خریم حد ضرر را در نظر بگیریم و زمانی­که سهم­مان زیان­ده شد، جلو ضرر بیش از حد را بگیریم.

برگرفته از کتاب: ورود به بازی گاوها و خرس­‌ها

نویسندگان: مهدی کنعانی- سهیلا نجف­پور

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 16 =

پربازدیدترین

پنجره سواد مالی

آخرین‌های سواد مالی

test